خودارضايي؛ خوب يا بد؟

17 11 2011

خُب اول بگم كه خوشحالم كه دوباره مقداري وقت براي نوشتن پيدا كرده‌ام و اميدوارم كه بتونم دوباره اين وبلاگ رو ادامه بدم و تجربيات خودم رو با دوستانم قسمت كنم.

پست امروز رو مي‌خوام به موضوع خودارضايي يا همون جلق زدن اختصاص بدم و اين كه آيا درسته يا غلط. اول از همه بياييد ببينيم جامعه با چه نگرشي به اين موضوع نگاه مي‌كنه، خُب همون‌طور كه واضحه و خودتون هم مي‌دونيد نگرش حاكم بر جامعه نسبت به اين موضوع يه نگرش منفيه و با وجود اين كه تقريبا (يا شايد بهتر باشه بگم تحقيقا) تمامي كساني كه به سن بلوغ رسيده‌اند خودارضايي رو تجربه كرده‌اند اما هيچ‌كس دوست نداره به انجام اين عمل اعتراف كنه و حتي در جمع‌هاي دوستانه‌ي نوجوانانه يا جوانانه براي اين كه با كسي شوخي كنن يا سر به سر او بگذارن انجام اين عمل رو به او نسبت مي‌دن و قبيح دونستن اين عمل در بين پسرها شدت بيشتري داره تا در بين دخترها اما به طور كلي ناپسند و مذموم دونسته مي‌شه هرچند كه در سال‌هاي اخير اين طرز نگرش كمي ملايم‌تر شده اما هم‌چنان وجود داره. شايد علتي كه پسرها رو وادار مي‌كنه تا به شدت از خودشون در مورد انجام دادن خودارضايي دفاع كنند اين باشه كه اون‌ها (و در حالت كلي تقريبا تمام حامعه) خودارضايي رو عملي مي‌دونن براي ارضاي جسمي شخصي كه شريك جنسي نداره و بنابراين مردم ميل دارند تا با طفره رفتن از انجام اين عمل به ديگران بفهمونن كه ما بي‌عرضه نيستيم و شريك جنسي داريم! و احتمالا علت اين كه پسران واكنش شديدتري نشون مي‌دن به اين مربوط باشه كه براي اون‌ها داشتن دوست‌دختر يا شريك جنسي نوعي برتري يا افتخار محسوب مي‌شه در مقابل دوستان‌شون اما اين قضيه در بين دختران كمرنگ‌تره چون با وجود اين كه جمع‌هاي دخترانه صميمي‌تر از جمع‌هاي پسرانه است و دختران راحت‌تر حرف‌هاي خصوصي‌شون رو براي هم بازگو مي‌كنند اما در عين حال گفتن اين كه «من خودارضايي نمي‌كنم براي اين كه دوست‌پسرم من رو ارضا مي‌كنه» براي يك دختر نوجوان يا جوان چندان آسون نيست مگر اين‌كه شنونده يك دوست بسيار بسيار نزديك باشه.

اما حالا بپردازيم به اين كه آيا انجام اين عمل اصولا درست هست يا نه. بر خلاف ديد منفي‌اي كه در جامعه و به خصوص در دين راجع به اين موضوع وجود داره و علاوه بر اين كه اون رو عملي قبيح و جزو گناهان مي‌شمرند به لحاظ سلامتي نيز زيان‌آور مي‌دونن بايد بگم كه اصلا اين‌طور نيست و اين ديد و نگرش بيشتر در كشورهاي مسلمان وجود داره و در خيلي از كشورها حتي دكترها يا روان‌شناسان انجام خودارضايي رو توصيه مي‌كنند. البته همين‌جا تصريح كنم كه انجام بي‌رويه و خارج از اندازه‌ي اين عمل مي‌تونه سلامت جسمي و رواني فرد رو به خطر بندازه. مثلا در كامنت‌هاي پست‌هاي قبل يكي از خوانندگان پرسيده بود كه آيا انجام ده بار خودارضايي در روز طبيعيه يا نه كه خُب مسلما من پاسخ دادم كه خير طبيعي نيست و مي‌تونه مضر باشه اما در صورتي كه انجام خودارضايي به افراط كشيده نشه مي‌تونه در تسكين نيازهاي جنسي و مهم‌تر از اون نيازهاي روحي موثر باشه. در بيشتر كشورها پزشكان يا روان‌شناسان به افرادي كه تجربه‌ي انجام سكس را نداشته‌اند يا در موقعيت كنوني‌شان ندارند توصيه مي‌كنند كه با خودارضايي اين نياز رو برطرف كنند و يا حتي به افرادي كه داراي شريك جنسي هستند و يا اصلا متاهل هستند اما همسر يا شريك جنسي‌شون نمي‌تونه نياز اون‌ها رو به طور كامل برطرف كنه و اين قضيه به لحاظ رواني به اون‌ها فشار وارد مي‌كنه هم خودارضايي رو توصيه مي‌كنند. براي مثال ممكنه مردي به دخول آلت‌اش در مقعد شريك‌جنسي‌اش علاقه‌ي زيادي داشته باشه اما شريك جنسي‌اش به سكس مقعدي راضي نباشه، در اين حالت مرد به رضايت كامل از سكس نمي‌رسه و اين به صورت يك عقده‌ي رواني براي او در مياد كه در اين صورت به او توصيه مي‌شه كه با انجام خودارضايي و مرور كردن فانتزي سكس مقعدي در ذهن‌اش از اثرات نامطلوب اين فشار رواني كم كنه. ممكنه خيلي از افراد چه زن و چه مرد به هر دليلي مثل كمرو يا خجالتي بودن، نداشتن امكانات يا غيره به طور كلي از انجام سكس محروم باشند كه در اين صورت براي اين افراد چاره‌اي جز خودارضايي باقي نمي‌مونه و اگه اين عمل رو هم انجام ندهند ضررهاي انجام ندادن‌اش به لحاظ جسمي و مخصوصا به لحاظ روحي مي‌تونه خيلي بيشتر و بدتر باشه. اگر به هر دليلي امكان برقراري يك رابطه‌ي جنسي را نداريد يا از رابطه‌ي جنسي‌تون به طور كامل لذت نمي‌بريد و مورد دلخواه‌تون نيست خودارضايي راه مناسبي براي تخليه‌ي جسمي و روحي است. به هيچ وجه هم نگران حرف‌هايي از قبيل اين كه چشم رو ضعيف مي‌كنه يا شنوايي رو كم مي‌كنه و … نباشيد. اگر قرار بود با ارضا شدن بينايي و شنوايي كسي كم بشه الان تمام زن و شوهرهايي كه مرتبا با هم سكس دارند بايد همه‌شون كور و كر باشند! چه دليل علمي و عقلي‌اي مي‌تونه وجود داشته باشه كه ثابت كنه ارضا شدن طي يك رابطه‌ي جنسي شنوايي رو كم نمي‌كنه اما ارضا شدن با دست يا مثلا ديلدو كم مي‌كنه؟! پس اگر واقعا به لحاظ جسمي يا روحي به خودارضايي نياز داريد نگران حرف‌هاي خرافه مانند نباشيد اما همون‌طور كه قبلا هم گفتم زياده‌روي نكنيد. پيشنهاد من دو يا سه بار در هفته است و اگر خيلي سكسي و شهوتي هستيد دفعات‌اش رو به يك بار در روز برسونيد البته اين حرف به معني اين نيست كه مثلا انجام دو بار در روز يا سه بار در روز خطري براي سلامتي كسي ايجاد مي‌كنه اما بهتره كه اعتدال رو نگه داريد و افراط نكنيد چون حتي خوردن 10 عدد سيب در هر روز و براي مدت طولاني هم مي‌تونه شما رو مريض كنه! در صورتي كه جزو كساني هستيد كه در طي روز مكررا خودارضايي مي‌كنيد سعي كنيد به تدريج از تعداد دفعات‌اش كم كنيد و نهايتا در حد يك يا دو بار در روز نگه‌اش داريد. در آخر هم كدوم زن يا مردي پيدا ميشه كه با فانتزي براد پيت يا جنيفر لوپز خودارضايي نكرده باشه؟!





فاطي باز مي‌گردد؟!

13 11 2011

سلام سلام سلام. يه چند ماهي نبودم و ازتون دور بودم. دلم براتون تنگ شده. قول نمي‌دم اما اگه همه‌چي روبه‌راه باشه ممكنه برگردم و دوباره نوشتن رو شروع كنم. شايد بيام، شايد. فعلا همين خبر رو داشته باشيد تا بعد. فعلا.





خداحافظي

4 07 2011

سلام. اين آخرين پستي است كه من در اين وبلاگ مي‌نويسم. واقعا وقت و توان رسيدگي به اين وبلاگ رو ندارم، آرشيو عكس‌هاي وبلاگ هم كه از دست رفت. ديگه حوصله‌ و وقت برگردوندن تمام عكس‌ها رو ندارم و خيلي از نوشته‌ها بدون عكس‌هاشون بي‌معني شده‌اند. در ضمن دارم از ايران مي‌رم. خيلي برام سخته. رفتن از ايران رو مي‌گم. يه نكته‌ي ديگه هم هست كه دوست دارم الان بگم. توي كامنت‌ها به بعضي‌ها جواب داده بودم كه روزي كه من بعضي از ناگفته‌هاي زندگي‌ام رو بازگو كنم خيلي‌ها خجالت خواهند كشيد و الان كه دارم مي‌رم و ديگه هم قصد ندارم اين وبلاگ رو ادامه بدم اون‌ها رو خواهم گفت. من 55 تا بچه دارم!! بله درست ديديد 55 تا! درسته كه هيچ‌كدوم از خون من نيستند ولي من مادرشون هستم. من توي يكي از مراكز نگهداري از بچه‌هاي معلول ذهني و حركتي كار مي‌كنم كه 55 تا بچه از 2 ساله تا 16 ساله رو توي اين مركز نگهداري مي‌كنيم. خيلي بهشون وابسته هستم. نه من بدون اون‌ها مي‌تونم زندگي كنم نه اون‌ها بدون من! خيلي‌هاشون اگه من نباشم غذا نمي‌خورند، من هم اگه يه روز نبينم‌شون حالم بد ميشه. نمي‌دونم با اين اوصاف چه‌طوري مي‌تونم بذارم از ايران برم اما واقعا موقعيتي پيش اومده كه حتما بايد برم. مي‌دونم از غصه‌شون دق مي‌كنم. براي هميشه نمي‌رم اما نمي‌دونم چه مدت طول مي‌كشه. مشكلي هست كه حتما بايد برم. اميدوارم زودتر بتونم برگردم. اين بچه‌ها همه‌ي زندگي من هستند. دارم اين سطرها رو با گريه مي‌نويسم. مي‌دونم دق مي‌كنم، مي‌دونم. بعضي وقت‌ها كه عصر مي‌خواستم از اون‌جا بيام بيرون ممكن بود يكي دو نفرشون گريه كنند اون‌وقت يا بيشتر پيش‌شون مي‌موندم يااين كه اوني كه گريه مي‌كرد رو با خودم مي‌آوردم خونه و دوباره فردا برش مي‌گردوندم. عزيزترين انسان‌هايي كه من رو واقعا دوست دارند همين بچه‌ها هستند كه خالصانه دوستم دارند و من هم عاشق‌شون هستم. بعضي‌هاشون من رو مامان يا خاله صدا مي‌كنند و بعضي‌هاشون هم كه نمي‌تونند حرف بزنند نگاه‌شون حرف مي‌زنه. قربون همه‌شون برم. اين‌ها گنج زندگي من هستند و همون چيزي هستند كه باعث مي‌شن من به زندگي خودم بگم يه زندگي عالي. من شانس اين رو داشته‌ام كه با اين بچه‌ها باشم و اين قشنگ‌ترين چيز تو زندگي من است. براي همينه كه به بعضي از اون‌هايي كه به من فحاشي مي‌كردند جواب دادم كه من لذتي از زندگي‌ام مي‌برم كه شماها حتي تصورش رو هم نمي‌تونيد بكنيد. حسي كه من نسبت به بچه‌هام دارم با هيچ حس ديگه‌اي تو زندگي قابل قياس نيست. قشنگ‌ترين لحظه اون موقعي است كه فرشته 3 ساله دست من رو گاز مي‌گيره و من مي‌دونم كه اين شيوه‌ي ابراز محبت كردن‌اش است. قشنگ‌ترين لحظه اون موقعي است كه سامان 8 ساله هر قاشقي كه بهش غذا مي‌دم از من مي‌خواد كه يه قاشق هم خودم بخورم و اگه نخورم اون هم نمي‌خوره. اين‌ها قشنگ‌ترين لحظات زندگي من‌اند كه با هيچي تو دنيا عوض‌شون نمي‌كنم. كاشكي مجبور نبودم برم. بايد برگردم بايد هرچه زودتر برگردم. بدون بچه‌هام مي‌ميرم، دق مي‌كنم. مي‌دونم.

شايد روزي هم برگشتم و اين وبلاگ رو ادامه دادم اما فعلا كه چيزي معلوم نيست. پس فعلا خداحافظ همگي و مرسي كه توي اين مدت با من بودين و به من دلگرمي دادين. مي‌دونم شماها همه‌تون آدم‌هاي خوبي هستين. برام كامنت بذارين ممكنه ديگه وقت جواب دادن نداشته باشم اما سعي مي‌كنم وقت براي خوندن‌شون پيدا كنم. نظرسنجي‌ها رو هم جواب بدين. من بخش كامنت‌ها رو باز مي‌كنم كه ديگه نياز به تاييد من نداشته باشه. اگر هم تونستيد توي بخش (هموطن كمك) خودتون با همكاري خودتون به افرادي كه نيازمند هستند كمك كنيد. همه‌تون رو دوست دارم. خداحافظ





بسته شدن وبلاگ جندگي

21 06 2011

وردپرس تصميم گرفت وبلاگ من رو ببنده! البته خُب مديران سايت حق دارند كه درباره‌ي سايت خودشان هر تصميمي كه دوست دارند بگيرند فقط اين اقدام كمي غيرمنتظره بود! خُب من هم سعي كردم وبلاگ رو نجات بدم! طي نامه‌نگاري با مديران وردپرس اون‌ها گفتند كه دامنه‌ي jendegi.wordpress.com رو به من پس نخواهند داد! براي همين هم من آرشيو وبلاگ رو به اينجا منتقل كردم البته ظاهرا مشكل مديران بيشتر با عكس‌ها بوده و نه با نوشته‌ها. بيشتر عكس‌ها از آرشيو وبلاگ قبلي حذف شده‌اند و من فقط تونستم نوشته‌ها رو برگردونم، اما همين‌اش هم فعلا غنيمتي است! البته خود من هم كه ديگه جديدا وقت خيلي كم مي‌آوردم براي نوشتن وبلاگ و طبق همون روال اين‌جا هم معلوم نيست كه آيا به روز بشه يا نه اما حداقل نوشته‌هاي قبلي من رو توي فضاي اينترنت باقي نگه مي‌داره!

پ.ن: يه آدم عقده‌اي بدبخت اومده بود اين‌جا كه مثلا يه چيزي بگه و شايد من نظرش رو درج كنم و وبلاگ زپرتي‌اش مشهور بشه! اما خُب من عادت ندارم هر مزخرفي رو كه هر آدم بي‌سوادي كه حتي املاي صحيح كلمات فارسي رو هم بلد نيست مي‌نويسه منتشر كنم و تازه با منتشر كردن اون خزعبلات اون آدم رواني رو به منظورش كه ثبت لينك وبلاگش در اين‌جا است برسونم. من به وبلاگ آشغال‌اش رفتم و يه كامنت دندان‌شكن دهان‌خردكن براش نوشتم كه اگه براي سنگ مي‌نوشتي آب مي‌شد مي‌رفت تو زمين اما ظاهرا اون‌هايي كه در سنين خردسالي مورد … پرروتر از اين حرف‌ها هستند! اين احمق دوباره اومده و يه سري ديگه از عقده‌هاي حقارت‌اش رو خواسته اين‌جا با دري وري گفتن تخليه كنه، هرچند كه اين آدم‌ها ارزش وقت گذاشتن و جواب دادن رو ندارند اما من چون طبع شعرم گل كرد رفتم و يه كامنت براش نوشتم كه چون خالي از لطف نيست اينجا منتشرش مي‌كنم تا خواننده‌هاي عزيز بخونن و لذت ببرن! ؛)

تو را از كُس نه، از كون آفريدند
تو را از كون ميمون آفريدند
مرا زيبا و خوشرو آفريدند
تو را هم درب و داغون آفريدند
براي دفع روي اَن‌ترت بود
توالت يا كه سيفون آفريدند
مرا آگاه و عالم آفريدند
تو را هم خنگ و نادون آفريدند
براي من لباسي از جواهر
برايت لنگ و پالون آفريدند
چو دانستند خواهم ريد رويت
برايت آب و صابون آفريدند





نتايج نظرسنجي‌هاي پيشين و راه‌اندازي 2 نظرسنجي جديد

23 05 2011

سلام. مي‌دونم كه يه مدتي نبودم و گله و شكايت زياده. راست‌اش خيلي نمي‌رسيدم براي وبلاگ وقت بذارم. سعي مي‌كنم يه كمي وقت آزاد جور كنم كه بتونم برگردم ونوشتن وبلاگ رو ادامه بدم. فعلا براي اين پست نتايج دو نظرسنجي‌اي رو كه تا امروز توي وبلاگ بوده و بهشون جواب داده بودين مي‌ذارم. اين دو نظرسنجي رو كه در مورد اعتقاد به باكرگي و اعتقاد به گناه بودن يا نبودن جندگي بود از وبلاگ حذف كردم و بنابراين نتايج اون‌ها رو در اين‌جا منتشر مي‌كنم و درخواست مي‌كنم كه از اين به بعد به نظرسنجي‌هاي جديدي كه از امروز داخل صفحه‌ي نظرسنجي قرار داده شده پاسخ بديد.

نتايج نظرسنجي «به باكره بودن قبل از ازدواج اعتقاد داريد؟»:

428 نفر به اين نظرسنجي پاسخ داده‌اند كه پاسخ‌ها به اين شرح است:

بله صد در صد – 146 نفر معادل 34.11 درصد اين پاسخ را انتخاب كرده‌اند.

ارزش دختر به باكره بودنش است – 73 نفر معادل 17.06 درصد اين پاسخ را انتخاب كرده‌اند.

باكره بودن ربطي به ارزش و انسانيت ندارد – 209 نفر معادل 48.83 درصد اين پاسخ را انتخاب كرده‌اند.

نتايج نظرسنجي «آيا جندگي را گناه مي‌دانيد»:

696 نفر به اين نظرسنجي پاسخ داده‌اند كه پاسخ‌ها به اين شرح است:

بله جندگي گناه است – 234 نفر معادل 33.62 درصد اين پاسخ را انتخاب كرده‌اند.

گناه نيست اما كار زشتي است – 72 نفر معادل 10.34 درصد اين پاسخ را انتخاب كرده‌اند.

جنده شخصيت خود را پايين مي‌آورد – 76 نفر معادل 10.92 درصد اين پاسخ را انتخاب كرده‌اند.

شخصيت و انسانيت آدم‌ها با ميزان كاركرد لاي پايشان سنجيده نمي‌شود – 314 نفر معادل 45.11 درصد اين پاسخ را انتخاب كرده‌اند.

نتايج نظرسنجي‌ها تا حدي براي من راضي‌كننده بود اما در عين حال نشان‌دهنده‌ي اين هم بود كه هنوز خيلي كار داريم تا بعضي‌ها معناي درست شخصيت و انسانيت را درك كنند! براي مثال 73 نفري كه راي داده‌اند كه «ارزش دختر به باكره بودنش است» آيا معيار بهتري براي ارزش انسان و انسانيت در ذهن ندارند؟! آيا موجوديت زن فقط براي ارضاي نيازهاي جنسي مردان است؟ آيا اگر اطلاع پيدا كنند كه مادر خودشان در هنگام ازدواج با پدرشان باكره نبوده احترام مادرشان را از ياد مي‌برند و برايش ارزش و انسانيت قايل نمي‌شوند؟ من واقعا اميدوار بودم اين گزينه راي نياره و جدا متاسف شدم كه بعضي از افراد چنين نظري دارند. در نظرسنجي دوم، اين كه بيش از 45 درصد پاسخ‌دهندگان راي‌شان اين بوده كه «شخصيت و انسانيت آدم‌ها با ميزان كاركرد لاي پايشان سنجيده نمي‌شود» اميدواركننده است اما باز هم نشان‌دهنده‌ي اين نكته است كه بيش از 50 درصد افراد خوب يا بد بودن افراد را با سكس كردن يا نكردن مرتبط مي‌دانند در حالي كه سكس كردن يا نكردن افراد يك مساله‌ي كاملا شخصي و خصوصي است و اين كه ما بخواهيم با فضولي كردن و سرك كشيدن به مسايل خصوصي افراد راجع به آن‌ها قضاوت كنيم خيلي عمل زشت‌تري محسوب ميشه. اميدوارم روزي برسه كه خاله‌زنك‌بازي و روحيه‌ي خاله‌زنكي داشتن از جامعه حذف بشه و مردم سرشون به كار خودشون باشه تا به كار ديگران!

در كل شهر خاله‌زنك‌ها نشسته‌اند

درباره‌ي زني كه منم داوري كنند!

با آن سبيل! و خنجرِ در آستين‌شان

در حق ما برادري و خواهري كنند!!

چشم تو را كه اسم شب‌اش آفتاب بود

با ابرهاي غم‌زده خاكستري كنند

(سيد مهدي موسوي)





چون جنده هستيد دليل نمي‌شه اخلاق نداشته باشيد!

26 03 2011

اولين پست سال جديد رو مي‌خوام به اخلاق و وجدان اختصاص بدم و يك توصيه‌ي اخلاقي بكنم. سعي كنيد هيچ‌وقت با مردان متاهل سكس نكنيد چون اخلاقي و انساني نيست. من هميشه وقتي با مشتري جديدي آشنا بشم اولين چيزي كه مي‌پرسم اينه كه آيا مجرده يا متاهل و اگر هم به جوابي كه داده ميشه شك كنم از طرف مي‌خوام كه شناسنامه‌اش رو نشون بده و اگر متاهل باشه يا از نشون دادن شناسنامه طفره بره سكس نمي‌كنم. سكس كردن با مرد متاهل باعث مورد ظلم قرار گرفتن همسر اون شخص خواهد شد ضمن اين كه مي‌تونه به خراب شدن زندگي يك زوج منجر بشه. مردهاي ايراني متاسفانه فقط به ناموس خودشون غيرت دارند و به راحتي خودشون حاضر به سكس كردن با ناموس ديگران هستند! اگر مردي اين حق رو براي همسر خودش قايل باشه كه با مرد ديگه‌اي سكس كنه اون‌وقت حق داره براي خودش هم حق خوابيدن با زن ديگه‌اي رو قايل باشه اما در جايي كه مردان ايراني اگر همسرشون به راننده‌ي تاكسي سلام كنه سرش رو مي‌برند خودشون هم بيخود مي‌كنند كه با زن ديگه‌اي سكس كنند يا حتي خوش و بش كنند يا به اصطلاح لاس بزنند. براي دفاع از حقوق زن‌هاي ايراني هم كه شده با مردان متاهل سكس نكنيد و نشون بديد يه جنده هم مي‌تونه اخلاق و انسانيت داشته باشه. البته جنده‌هاي گرامي مي‌تونن نظر شخصي خودشون رو داشته باشند اما به هر حال اين هم نظر شخصي منه و چيزيه كه من تا حالا رعايت كرده‌ام و از اين به بعد هم رعايت خواهم كرد.

عكس سكسي اين پست:

مدل سكسي اين پست:






سال نو مبارك

21 03 2011

سال نو و نوروز باستاني و اصيل ايراني بر تمام ايرانيان عزيز مبارك. اميدوارم كه اين سال جديد سال رهايي ايران و ايرانيان باشه. سالي پر از خوشي و شادماني همراه با لحظات سكسي شيرين براتون آرزو مي‌كنم.








دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 42 مشترک دیگر بپیوندید